دبیر انجمن سکته مغزی ایران با بیان اینکه سکته مغزی دومین عامل مرگ و نخستین علت ناتوانی در کشور است، گفت: روزانه بین ۱۵۰تا ۲۰۰نفر در تهران دچار سکته مغزی میشوند؛ عارضهای که موجب مرگ یا ناتوانی این افراد می شود. همچنین شمار مبتلایان سالانه در کشور حدود ۱۵۰هزار نفر است.
به گزارش خبرنگار ما، بابک زمانی دیروز در نشست خبری روز جهانی سکته مغزی با تأکید بر اینکه مغز یکی از ارکان حیاتی بدن است و آسیبپذیری محدودی دارد، گفت: مهمترین خطری که مغز را تهدید میکند، نرسیدن خون به بافت آن در اثر انسداد رگهاست. درمان سکته مغزی باید در ساعات اولیه آغاز شود، از این رو تدوین یک برنامه ملی برای شناسایی سریع بیماران و درمان بهموقع آنان ضروری است.
وی اظهار داشت: اگرچه در سالهای اخیر روند درمان آغاز شده است، اما کشور هنوز با استانداردهای جهانی فاصله زیادی دارد. زمان طلایی درمان بسیار محدود است و هر دقیقه تأخیر میتواند بر نتیجه درمان اثرگذار باشد. در گذشته تصور میکردیم حدود چهار ساعت و نیم برای درمان فرصت داریم، اما تحقیقات جدید نشان میدهد هر دقیقه اهمیت دارد.
رئیس انجمن سکته مغزی ایران با انتقاد از ضعف سیستم پایه درمانی در بیمارستانهای کشور گفت: این ضعف فقط به سکته مغزی محدود نیست و بسیاری از بیماریها را هم درگیر کرده است.
زمانی خواستار همکاری انجمنهای علمی و رسانهها برای اطلاعرسانی گستردهتر و مطالبه عمومی برای توسعه مراکز درمانی و خدمات اورژانسی شد .
وی هشدار داد: تبلیغات درمانی غیرعلمی مانند زالو درمانی یا سوزنزدن برای درمان سکته مغزی کاملاً اشتباه است و باید با آنها برخورد شود.
داروی گرانقیمت و بدون پوشش بیمه
رئیس انجمن سکته مغزی ایران درباره درمان دارویی این بیماری گفت: داروی تکنکتپلاز که در ساعت اولیه سکته تزریق میشود، درمان بسیار مؤثری است، اما متأسفانه زیر پوشش بیمه قرار ندارد و قیمت آن ۱۹میلیون تومان است. زمانی در ادامه گفت: درمان در ساعت اول میتواند تا صددرصد مؤثر باشد و دو سوم بیماران بهبود کامل پیدا کنند. همچنین بر نقش تغذیه سالم و پیادهروی در پیشگیری از سکته مغزی تاکید می شود.
احسان شریفیپور، دبیر انجمن سکته مغزی ایران هم در این نشست طی سخنانی گفت: درمان سکته مغزی نماد بلوغ نظام سلامت کشورهاست. کشورهای پیشرفته با فناوریهای نوین و داروهای مؤثر تلاش میکنند تا بیماران سکته مغزی زنده بمانند و دچار ناتوانی نشوند.
وی با اشاره به افزایش روند ابتلا و کاهش سن بیماران اظهار داشت: «اگر آگاهیرسانی کافی نباشد، اگر پزشکان گرفتار مشکلات صنفی باشند و اگر وزارت بهداشت نتواند اولویتها را درست تعیین کند، در مقابله با این بیماری غفلت کردهایم.
دبیر انجمن سکته مغزی ایران گفت: در گذشته زمان طلایی درمان چهار ساعت و نیم اعلام میشد، اما اکنون بین ۶تا ۲۴ساعت در نظر گرفته میشود.همچنین درمان فاز حاد سکته مغزی با دارو حدود ۶۰درصد موفقیت دارد، اما کمبود تجهیزات، محدودیتهای بیمهای و پیچیدگیهای اداری مانع ارائه درمان کامل میشود. شریفی پور تاکید کرد: دسترسی به دارو و تجهیزات باید برای همه بیماران رایگان باشد. اجرای بستههای ویژه درمان در بیمارستانهای دولتی و خصوصی میتواند مرگومیر و ناتوانی ناشی از سکته را به میزان چشمگیری کاهش دهد.
عوامل خطر و اهمیت ورزش
وی درباره عوامل خطرآفرین هم توضیح داد: جنسیت مرد، سن بالای ۵۰سال، داشتن سابقه سکته مغزی و وزن کم هنگام تولد از عوامل غیرقابل اصلاح هستند. فشار خون بالا، دیابت، چاقی، رژیم غذایی نامناسب و مصرف دخانیات هم از عوامل قابل اصلاح به شمار میروند.ورزش منظم نقشی حیاتی در پیشگیری دارد و انجام ۱۵۰دقیقه ورزش در هفته توصیه میشود.
دبیر انجمن سکته مغزی ایران ادامه داد: میانگین سن بروز سکته مغزی در کشور ما ۱۰سال کمتر از میانگین جهانی است؛ در حالی که در کشورهای دیگر معمولاً در ۷۰سالگی رخ میدهد، در ایران در حدود ۶۰سالگی و حتی کمتر مشاهده میشود.
در ادامه این نشست، حسن نوری، متخصص طب اورژانس، با تأکید بر اهمیت آگاهی عمومی گفت: باید آموزش دهیم مردم علائم سکته مغزی را بشناسند و در صورت مشاهده، فوراً با اورژانس تماس بگیرند. وی ادامه داد: اختلال در بینایی، بیحسی یا ضعف در یک طرف بدن، کج شدن صورت، اختلال در تکلم یا لکنت زبان از علائم اصلی سکته مغزی است. هر دقیقه تأخیر باعث از بین رفتن سلولهای مغزی میشود.
نوری خاطرنشان کرد: در جامعه ما هنوز فرهنگ تماس فوری با اورژانس جا نیفتاده است و بسیاری از افراد به جای تماس با ۱۱۵، ابتدا با اقوام تماس میگیرند یا سراغ درمانهای سنتی میروند که خطرناک است.
وی اظهار داشت: اگر آگاهی عمومی افزایش یابد و مردم بدانند بروز علائمی مانند اختلال تعادل، کاهش بینایی یا قدرت حرکتی در یک سمت بدن زنگ خطر سکته است، میتوان از بسیاری از ناتوانیها و هزینههای درمانی جلوگیری کرد.
در پایان این نشست تاکید شد که سکته مغزی محدود به سن خاصی نیست و میتواند از دوران کودکی تا سالمندی افراد را درگیر کند. آگاهی از علائم، مراجعه فوری به اورژانس، اصلاح سبک زندگی و حمایت بیمهای از بیماران، چهار رکن اصلی در کاهش مرگومیر و ناتوانی ناشی از این بیماری است .

شما چه نظری دارید؟